وای خدای من تو که میدونی من عاشق سفرم اما چرابایدهمیشه از اون چیزی که می ترسیدم سراغم بیاد.اخه از وقتی که وارد دبیرستان شدم دیگه مدیر مدرسه اجازه نمیداد بین مدرسه ها برم مسافرت حالا هم که تابستون اومده بابا می گه می خوایم بریم سوریه البته با ماشین تا اینجاکه به نظرخیلی عالیه اما بگو با کی...! با کسی که از همه بیشترازش بدم می یاد خونواده ی یکی از فامیل های دورمون که دو تادخترهم سنوساله من دارندومن نمی تونم باهاشون کنار بیام.
خدای من! چرا نمی تونم خودم همسفرامو انتخاب کنم؟یا باید قیدشو بزنم که در اینصورت تا عید۸۷از مسافرت خبری نیست یا باید تحمل کنم احتمالا ۱۵یا ۱۶ روز طول می کشه!شما بگید چه کار کنم؟
سلام ستاره: آفرین بر تو. تو هم که بلدی انگشت به دهانمان کنی. تعطیلات تابستان خوبی داشته باشی.
به نظر همچین سفری رو نری به نفعت هست. (من تو موقعیت های اینجوری نمیرم. ترجیح میدم ۱۵ روز رو خونه مامان بزرگم بمونم و خوش بگذرونم...)
اگه مایل به تبادل لینک هستی باهام هماهنگ کن.
سلام
دوست عزیز وبلاگ نویسم خسته نباشید...واقعا وبلاگ زیبا و نوشته های جالبی دارید از این رو خوشحال میشم به کلبه ی محقر و کوچک منم یه سری بزنید و من رو هم با حضورتون خوشحال و مستفید کنید.اگه مایل به تبادل لینک هستی باهام هماهنگ کن.
بای