سلام این اولین باریه که وبلاگ می نویسم وازاین بابت خیلی خوشحالم اما این خوشحالی باعث نمی شه خاطره ی بد امروز صبح رو فراموش کنم. امروز صبح تصمیم گرفته بودم که شروع به نوشتن کنم اما کلاس داشتم وکاش نمی رفتم اخه توی این کلاس کسی از استاد سوال نمی کنه! و ما فقط گوش میدیم ومی نویسیم ولی من واقعا باید سوالاتم رو مطرح میکردم و...بعدش هم وقتی سوالم رو پرسیدم بجای اینکه جواب سوالم رو بده شروع کرد به اظهار نظر درباره ی دیدگاه نادرست من و چگونگی شخصیتم.
(این شکلی)به نظر من ادم های زیادی هستند که عقیده ی اون رو مزحک می دونند نه من تا حالا هیچ کسی اونم یه مرد جلوی اون همه ادم خوردم نکرده بود و خداراشکر که امروز اخرین جلسه بود وگرنه دیگه نمی رفتم سر کلاس الان باید برم حسابی درس بخونم تا دیگه بهونه دست کسی ندم.
سلام خوانومی...مبارکه....وبلاگ نو...نگفتی چه کلاسی می ری؟...
مبااااااااااااااااااااااااااااارکه اولین روز وب نویسی و اولین کامنت مال منه
سلام ستاره جون
بهت تبریک میگم که به جمع وبلاگ نویسان پیوستی موفق باشی خانومی.
با اجازه لینکت کردم.
خوشحال می شم به ما هم سر بزنی.
شاد و موفق باشی
**************************************سارا*****
سلام.
تبریک میگم ایجاد وبلاگت رو. انشالله موفق باشی.
کلاس چی بوده که این اتفاق واست افتاده ؟
البته تو دانشگاه بعضی استادا اینجوری هستند. ولی چه میشه کرد ؟ برای نمره باید تحمل کرد! البته برای اونایی که نمره مهمه براشون. برا من که چندان اهمیتی هم نداره افتادن یک درس رو.
به ما هم سری بزن.
نه من هنوز دانشگاهی نشدم کلاس تفسیر میرم اما معلمش استاد دانشگاهه.از ابراز همدردیت ممنون.
سلام
امیدوارم که با توجه به نام وبلاگتون در نشر مفاهیم عبودیت موفق و موید باشید.
پیشاپیش ولادت حضرت علی اصغر(ع)را به شما تبریک می گویم.